تبليغاتX
اسکلت عشق

اسکلت عشق

برای پسرا ودخترای ایرونی

نوشته شده در جمعه چهارم دی 1388ساعت 3:43 توسط امیر| |
نوشته شده در جمعه چهارم دی 1388ساعت 3:42 توسط امیر| |
نوشته شده در جمعه چهارم دی 1388ساعت 3:39 توسط امیر| |
نوشته شده در جمعه چهارم دی 1388ساعت 3:39 توسط امیر| |
نوشته شده در جمعه چهارم دی 1388ساعت 3:38 توسط امیر| |
نوشته شده در جمعه چهارم دی 1388ساعت 3:37 توسط امیر| |
نوشته شده در جمعه چهارم دی 1388ساعت 3:36 توسط امیر| |
نوشته شده در جمعه چهارم دی 1388ساعت 3:35 توسط امیر| |
نوشته شده در جمعه چهارم دی 1388ساعت 3:34 توسط امیر| |
نوشته شده در جمعه چهارم دی 1388ساعت 3:34 توسط امیر| |
نوشته شده در سه شنبه یکم دی 1388ساعت 13:20 توسط امیر| |
نوشته شده در سه شنبه یکم دی 1388ساعت 13:20 توسط امیر| |
نوشته شده در سه شنبه یکم دی 1388ساعت 13:19 توسط امیر| |
نوشته شده در سه شنبه یکم دی 1388ساعت 13:19 توسط امیر| |
نوشته شده در سه شنبه یکم دی 1388ساعت 13:18 توسط امیر| |
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 9:10 توسط امیر| |
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 9:9 توسط امیر| |
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 9:9 توسط امیر| |
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 9:8 توسط امیر| |
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 9:7 توسط امیر| |
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 22:30 توسط امیر| |
یک شبی مجنون نمازش را شکست

بی وضو در کوچه لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود

فارغ از جام الستش کرده بود

گفت یا رب از چه خوارم کرده ای

بر صلیب عشق دارم کرده ای

خسته ام !زین عشق دل خونم نکن

من که مجنونم تو مجنونم نکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم

این توو لیلای تو من نیستم

گفت ای دیوانه لیلایت منم

در رگت بنهان و بیدایت منم

سالها با جور لیلا ساختی

من کنارت بودم و نشناختی
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 21:47 توسط امیر| |
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 14:15 توسط امیر| |
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 13:48 توسط امیر| |
آسمان را که مینگرم عطر خیالت مجالم نمیدهد...
دوباره از نو بازمیگردم به سر سطر ...
آنجا که نام زیبای تو نگاشته شده است...
آنجا که نام من آغاز میشود...
آن لحظه که عشق می روید
و من در هوایش نفس میکشم...
فانوس ستاره ها را خاموش میکنم
و چهره ی مهتاب را در پشت ابرها پنهان میکنم ...
تا دستانم در دست های گرم تو جای دارد
چشم هایم را بر روی هر آنچه دیدنیست میبندم...
تصنیف عشق را برایت زمزمه میکنم
نوشته شده در جمعه سیزدهم آذر 1388ساعت 2:35 توسط امیر| |
نوشته شده در جمعه سیزدهم آذر 1388ساعت 2:0 توسط امیر| |
نوشته شده در جمعه سیزدهم آذر 1388ساعت 1:59 توسط امیر| |
کاریکاتور فردوسی پور
نوشته شده در دوشنبه نهم آذر 1388ساعت 23:54 توسط امیر| |
اسکلت عاشق ( عکس عاشقانه )
نوشته شده در دوشنبه نهم آذر 1388ساعت 23:46 توسط امیر| |
نوشته شده در دوشنبه نهم آذر 1388ساعت 23:41 توسط امیر| |

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ